تبلیغات
حرف رسا

حرف رسا
 
فکر کنم ایام ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام بود که داشتم دنبال کتب احادیث میگشتم تا از سخنان اون حضرت ،که کمتر دیدم و شنیدم استفاده کنم.

که به یه حدیثی توی کتاب تحف العقول برخوردم که برام بسیار جالب بود و تازگی داشت
برای اینکه ارزش مسجد و مسجدی بودن رو بهتر بدونیم و قدردان این نعمت باشیم، این حدیث رو با ترجمه تقدیم خودم وشما دوستان میکنم :


امام حسن مجتبی سلام الله علیه فرمودند :

مَنْ أَدامَ الاْخْتِلافَ إِلَى الْمَسْجِدِ أَصابَ إِحْدى ثَمان :

هر كه پیوسته به مسجد رود ، (حد اقل ) به یكى از این هشت فایده میرسد (البته ناگفته نمونه که اینجا اختلاف به معنی آمد وشد و مستمر ارتباط داشتن هست ):




ادامه مطلب را ببینید...

طبقه بندی: فرهنگی، 
برچسب ها: مسجد، آثار مسجد، اختلاف در مساجد، امام حسن، حرف رسا،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 28 دی 1392 توسط حبیب رسا


به گزارش جهان، حاج آقا قرائتی تعریف می ‏كرد: در ستاد نماز گفتیم، آقازاده‌ها، دخترخانم‌ها، شیرین‌ترین نمازی که خواندید، برای ما بنویسید. یک دختر یازده ساله یک نامه نوشت، همه ما بُهتمان زد، دختر یازده ساله، ما ریش‌سفیدها را به تواضع و کرنش واداشت.

نوشت که ستاد اقامه نماز! شیرین‌ترین نمازی که خواندم این است كه:

در اتوبوس داشتم می‌رفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب می‌کند. یادم آمد نماز نخواندم، به بابایم گفتم: نماز نخواندم، گفت: خوب باید بخوانی، اما حالا که اینجا توی جاده است و بیابان، گفت: برویم به راننده بگوییم نگه‌دار. پدر گفت: راننده كه بخاطر یک دختر بچه نگه نمی‌دارد، گفتم: التماسش می‌کنیم.

گفت: نگه نمی‌دارد. گفتم: تو به او بگو. گفت: گفتم كه نگه نمی‌دارد، بنشین. حالا بعداً قضا می‌کنی. دختر دید خورشید غروب نکرده است و گفت بابا خواهش می‌کنم، پدر عصبانی شد، اما دختر گفت: پدر، امروز اجازه بده من تصمیم بگیرم.

می‌گفت ساکی داشتیم، زیپ ساک را باز کرد، یک شیشه آب درآورد. زیرِ صندلی اتوبوس هم یک سطل بود، آن سطل را هم آورد بیرون. دستِ کوچولو، شیشه کوچولو، سطل کوچولو. شروع کرد وسط اتوبوس وضو گرفت.....


 



ادامه مطلب را ببینید...

طبقه بندی: فرهنگی، 
برچسب ها: درس اخلاق دختر11ساله، شیرین ترین نماز، درس اخلاق، امامت دختر،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 دی 1392 توسط حبیب رسا
مدتی پیش تو  خونه نشسته بودم و داشتم  شبکه های تلوزیون رو این ور و اون ور میکردم که شاید یه برنامه ی خوب به پستم بخوره که ناگهان و از قضا خوردم به شبکه ی 3 و آقای قرائتی خودمون ..

بحث در مورد مسجد و نماز جماعت و آثار إجتماعی اون بود ،ایشون فرمودند که ما یه بار تصمیم گرفتیم ببینیم چه تعداد از زندانی های ما (خلاف کارا و بذه کارا ) قبلا أهل مسجد و نماز بودن ؟ یا ساده تر بگم مسجد ونماز وپایگاه مشوق خلافه یا مانعش ؟


خلاصه بعد از مدتی تحقیق و تفحص و آمار گیری یه نتیجه ی جالب و عبرت آموزی به دست اومد : درصد اونایی که ألان تو زندان بودن و قبلا أهل مسجد بودن ، تقریبا یک وکمتر بود یعنی به صفر درصد تمایل داشت .

بعد از شنیدن این مطلب خوب از حجت الاسلام قرائتی ، ناخودآگاه یاد دوران نوجوانی و آشنایی با مسجد وپایگاه محله مون افتادم واقعا شیرینی و تاثیر مثبتش رو روز به روز در گذشته و حال و آینده ی زندگیم  با تمام وجود إحساس میکنم..

مگه میتونه غیر از این باشه در حالی که خدا در قرآنش فرموده
: « إن الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر » همانا و البته نماز انسان را از زشتی و پلیدی دور میکند و باز میدارد.

به امید زیاد شدن روز افزون بچه های مسجد..




طبقه بندی: فرهنگی، 
برچسب ها: جرایم بچه مسجدی ها، آثار مسجد و پایگاه،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 آذر 1392 توسط حبیب رسا
سوال :

آیا موسیقی، انسان را در رسیدن به هدف والای خود کمک می کند؟

شکی نیست که همه نعمت‌هایی که خدای متعال در این عالم به انسان عطا فرموده می‌تواند

 در راه تکامل انسان مورد استفاده قرار گیرد و از جمله نعمت صدای خوب و آهنگین

 (موسیقی به معنای عام) چنان که استفاده از زیبایی‌های طبیعت می‌تواند انسان را در راه

 خداشناسی و پی بردن به جلال و جمال الهی کمک کنند؛ ولی از آن‌جا که معمولاً نعمت‌های

 مادی ابزاری دو سویه و شمشیری دو لبه است و ممکن است در راه سقوط انسان به کار

 گرفته شود، خدای متعال به وسیله انبیا حدود و شرایط استفاده از نعمت‌ها را به صورت

 احکام دینی بیان فرموده است. بنابراین استفاده از صدای خوش و آهنگین در صورتی که

 در مسیر تکامل حقیقی انسان قرار گیرد مطلوب است؛ چنان که آواز حضرت داوود یکی

 از مزایای بزرگ آن حضرت به شمار می‌رود، و خواندن قرآن به صوت خوش و هم‌چنین

 سایر چیزهایی که در توجه انسان به خدا مؤثر است، مانند دعاها و مناجات‌ها، مورد تأکید

 قرار گرفته است. اما آوازهایی که معمولاً غرایز حیوانی را تحریک می‌کند و موجب غفلت

 انسان از خدا و آخرت می‌شود مورد نهی قرار گرفته است. 

(این مطلب برگرفته از سایت علامه مصباح یزدی می باشد )





طبقه بندی: فرهنگی، 
برچسب ها: موسیقی، موسیقی وتکامل انسان،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 آذر 1392 توسط حبیب رسا
نکته: واضح است که این مطلب برای کسی مفید خواهد بود که خودش بخواهد ، مسائل جنسی و شهوانی را طبق قوانین نظام آفرینش ، کنترل نماید.وگرنه کسی را که خود را به خواب زده ، هرگز نمی توان بیدار کرد!!!!

بایست توجه به این مطلب داشته باشیم که غریزه ی شهوت قوی است مخصوصا درسنین نو جوانی و جوانی و رفته رفته ضعیف خواهد شد و یک  امتحانی است از طرف خداوند مهربان و حکیم

و ما چاره ای جز غلبه برشهوت در ایام جوانی نداریم.چاره دیگری نیست.راه دیگری نداریم.به خدا امید زیادی داشته باشیم قطعا دست ما را خواهد گرفت.
کنترل شهوت به  یکباره اتفاق نمی افتد بایستی با تصمیم جدی و بدون توجه به تلقین های منفی شیطان به مبارزه آن رفت. وبا غلبه بر این غریزه عنایتهای خاصی به انسان میشود و حیات جدید و لذت بخشی در روحمان احساس خواهیم کرد که تلافی آن همه سختی های کنترل شهوت را خواهد کرد به امید خدا.

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم                            سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور .

ثانیا توسل به آقا امام رضا علیه السلام و استمداد از آن امام رئوف برای خود و سایر جوانان مثل خودو دعا درحق آنان فراموش نشود. این جزوه را همراه خود داشته باشیم و هر ۳روز یکبار مطالعه کنیم تابه مرور زمان با عمل کامل به این برنامه ها بر این غریزه  غلبه کرده و از زندگی شیرین و لذت بخش در سایه عفت و پاک بهره مند شویم.

عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش                                   که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند.





ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی، 
برچسب ها: بلوغ -کنترل شهوت -درمان خودارضایی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 آذر 1392 توسط حبیب رسا
همسر حضرت عباس (ع) که بود و آیا ایشان فرزند هم داشتند و آنها در کربلا بودند؟ چگونه از دنیا رفتند؟



حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام و روحی فداه، با دختری به نام «لبابه» ازدواج نمود.

لبابه، دختر «عبیدالله بن عباس»، پسر عموی پیامبر اعظم (صلوات الله علیه و آله) بود. مادر لبابه، «ام حکیم جویری» نام داشت که «دختر خالد بن قرظ کنانی» بود.

نه تنها پدر و مادر لبابه هر دو اهل ایمان و فضل بودند، بلکه شخص خانم لبابه نیز از با تربیتی که در خانه والدین و سپس خانه‌ی حضرت عباس (ع) یافته بود، خود از بزرگان اهل فضیلت به شمار می‌آمد.

ظاهراً آن حضرت در سن بیست سالگی با خانم لبابه ازدواج کردند. حاصل این ازدواج دو پسر به نام‌های «عبیدالله و فضل» بود و البته در برخی تواریخ از دو فرزند دیگر به نام‌های «محمد و قاسم» نیز نام برده‌اند. و اسنادی دال بر شهادت محمد در کربلا وجود دارد. و برخی اقوال دیگر تأکید دارند که فرزندان ایشان هیچ کدام در کربلا حضور نداشتند. هیچ سندی دال بر این که همسر ایشان در کربلا حضور داشته باشد نیز وجود ندارد، مضافاً بر این که نام ایشان جزء اسرای کربلا نیز ثبت نگردیده است.

بنا بر اسناد تاریخی، لبابه سال‌ها پس از شهادت همسرش، به عقد فرزند امام حسن علیه‌السلام به نام «زید» درآمد و از این ازدواج فرزند دختری به نام «نفیسه» به دنیا آمد و برخی اقوال فرزندی به نام «حسن» را حاصل دیگر این ازدواج می‌دانند و معتقدند «حسن بن زید» فرزند حضرت عباس (ع) نیست، بلکه نوه‌ی امام حسن علیه السلام است.

در هر حال در اقوال مستند تاریخی آمده است: عبید الله فرزند عباس که کنیه اش ابومحمد بود، شخصیتی با کمال ، ورع ، سخی، شجاع و بامروت به حساب می آمد که در سن 55 سالگی درگذشت و فرزندان حضرت عباس نسبشان به او می رسد. و ملاقات ایشان با امام سجاد علیه‌السلام نیز دلیل دیگری بر زنده بودن این فرزند پس از واقعه‌ی کربلا دارد.

یکی از فرزندان عبیدالله، ابو محمد حسن اکبر می‌باشد که از علما و محدثان بزرگ اسلام است. او دارای 8 پسر بود که پراکنده شدن آنها در سرزمین مختلف اسلامی چون: حجاز، مصر، فارس، بغداد، بصره، شام، مغرب، سمرقند و یمن، سبب گردید تا اولاد و نسل آن حضرت در کشورهای مختلف گسترش یابد و بسیاری از آنان نیز از شخصیت‌های برجسته‌ی علمی، سیاسی، قضایی و ... بوده‌اند.

بر اساس اسناد تاریخی، عبیدالله در سن 55 سالگی از دنیا رفت، اما از تاریخ رحلت خانم لبابه،‌ اطلاع دقیقی نداریم.




برچسب ها: فرزندان حضرت ابوالفضل، همسر حضرت ابوالفضل،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 تیر 1392 توسط حبیب رسا
رابطه دین باازادی

علامه مصباح:


سوال: گروهی چنین پنداشته اند که آزادی اصل و مقدم بر هر چیزی و از جمله دین است. زیرا اگر دین را اصل بدانیم و آزادی را پرتوی از آن، به هنگام پذیرش دین آزاد نخواهیم بود. به عبارت دیگر، پذیرش اصل دین ـ مانند هر کار اختیاری دیگر انسان ـ وقتی ارزشمند و مستلزم اجر وثواب الهی است که ازادانه و از روی اختیار باشد؛ واگر آزادی را فرع وجایگاه آن را بعد از دین بدانیم، لازمه اش آن است که به هنگام پذیرش دین ازاد نباشیم ودر نتیجه عمل ما هم عاری از اختیار می­گردد. درحالی انتخاب دین باید ازادانه صورت گیرد وایمان، به عنوان یک عمل اختیاری که ریشه در ژرفای قلب آدمی دارد، چیزی نیست که با زور و اجبار بتوان بر کسی تحمیل کرد و از همین رو خداوند هم در قرآن کریم می­فرماید:«لا اکراه فی الدین قد تبیّن الرشد من الغی»(2) بنابراین، آزادی اصل ومقدم بر دین است و اساسا وجود و اعتبار دین در پرتو دین آزادی معنا پیدا می­کند.



حال که جایگاه آزادی قبل از دین است و دین زاییده و محصول آزادی است، دین هرگز نمی تواند آزادی را محدود کند؛ چرا که هیچ نتیجه و فرعی نمی تواند اصل واساس خود را در بند کشد وبا این کار اعتبار خود را نیز از میان بردارد. بنابراین، افراد در محیط های دینی باید از نهایت آزادی برخوردار شوند و احکام و قوانین دینی حق محدود کردن آزادی ها را ندارد.


                        


پاسخ: بخشی از استدلال فوق سخن حقی است و بخش دیگر سفسطه ایی بیش نیست که با اندک تاملی قابل شناسایی است. قسمت اول استدلال پیش گفته، که انتخاب دین را در فضا و شرایطی آزاد قابل قبول و ارزشمند معرفی می کند و در تایید آن به آیه «لا اکراه فی الدین» تمسک می جوید، سخنی موجه می باشد؛ اما قسمت دوم استدلال که در ادامه است وچنین وانمود می کند که حتی بعد از پذیرش دین باید آزادی چنان محفوظ باشد که مقررات دینی هم نتواند گزندی به آن برساند، مغالطه ایی بیش نیست.



برای روشن تر شدن مطلب باید گفت: در این استدلال بین دو مرحله و دو مقام از آزادی خلط شده است: یکی آزادیِ قبل از گزینش دین ودوم آزادی بعد از گزینش دین. آن آزادی که شرط اختیار و قدرت انتخاب است منزلگاهی قبل از دین دارد و بدون آن گزینش آزاد منتفی خواهد شد. اما آزادی بعد از پذیرش دین، در چارچوب دین و محدود به حدود دینی خواهد بود. به عبارت دیگر، بعد از آن که انسان آزادانه دین را انتخاب کرد، مجموعه دین اعم از امور اعتقادی و دستورات عملی را نیز پذیرفته است و به لوازم این پذیرش که عمل و راه پویی در قالب این اعتقادات و فرامین عملی استگردن نهاده، آزادانه خود را تابع اوامر و نواهی خداوند متعال ساخته است.



نظیر این مسأله در بسیاری از امور زندگی انسان ها نیز اتفاق می افتد. به عنوان نمونه افراد آزادانه و با گزینش خود به استخدام نیروهای نظامی و انتظامی در می آیند، اما بعد از استخدام شدن و پذیرفتن آزادانه قوانین ومقررات حاکم بر نیروهای مذکور، حق تخطّی از قوانین و مقررات را ندارند و نمی توانند به هر گونه ایی که خود خواستند تصمیم بگیرند.





طبقه بندی: فرهنگی، 
برچسب ها: رابطه ی دین با آزادی، آیت الله مصباح،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 خرداد 1392 توسط حبیب رسا